الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
63
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
- بسيار عاق . - « آيا به تو گزندى رسيده است ؟ » . - يك تير كه به من زيانى نرسانده است . وى ، تير را از او دور كرد و هودج شكستهاش را برداشت و در بخش پايانى شب ، او را به خانهء « عبد اللّه بن خلف خزاعى » ، نزد صفيه دختر حارث برد و چند روزى در آنجا اقامت نمود . ( 1 ) عفو عمومى حضرت على عليه السّلام با اهل بصره همانند سيرهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مورد اهل مكه ، عمل كرد - و بنا به گفته يعقوبى « 1 » - حضرت عليه السّلام فرمود ، پس سياه و سرخ ايمن شدند ، و به هيچيك از دشمنانش ، آسيبى نرسانده و براى ديدار با مردم ، نشست و افراد سالم و زخمى از ميان آنها با وى بيعت نمودند . آنگاه به سوى بيت المال رفت و آنچه را كه در آن يافت ، به طور مساوى ميان مردم تقسيم نمود . آن حضرت عليه السّلام سپس به طرف عايشه رهسپار شد و به خانهء « عبد اللّه بن خلف خزاعى » كه عايشه در آن اقامت داشت ، رفت . ( 2 ) « صفيه دختر حارث » به بدترين صورت از او استقبال نمود و به او گفت : اى على ! اى قاتل عزيزان ! خداوند فرزندانت را يتيم كند ، آن گونه كه فرزندان عبد اللّه را يتيم كردى . آنها در جنگ همراه عايشه كشته شده بودند . امام ، پاسخى به وى نداد و رفت تا اينكه بر عايشه وارد شد و به او دستور
--> ( 1 ) يعقوبى ، 2 / 159 . انساب الاشراف 3 / 64 .